مجتبى ملكى اصفهانى

202

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

تخطئه و تصويب « 1 » تخطئه در لغت يعنى : نسبت دادن به خطا ؛ خطا به معناى اشتباه غير عمدى است . « 2 » تصويب ، مقابل تخطئه است و از صواب به معناى تأييد و درست مىآيد . اما در اصطلاح ، مخطئه كسانى را گويند كه معتقدند مجتهد در تلاش خود براى دست يافتن به احكام ، يا موضوعات داراى حكم واقعى و ثابت از طريق راههاى معتبر ، گاهى به واقع دست پيدا مىكند و گاهى خطا مىكند و اجتهاد او مطابق با واقع نيست . و مصوبه كسانى را گويند كه معتقدند آنچه مجتهد از طريق پيمودن راههاى معتبر به آن دست يابد ، همان وظيفه فعلى مكلف است و بايد بر اساس آن عمل نمايد . تصويب ، خود سه صورت دارد : 1 - اشيا در واقع حكمى ندارند ، حكم واقعى اشيا همان است كه مجتهد با تلاش و كوشش خود و پيمودن راههاى معتبر به آن مىرسد . اين قول بسيارى از اشاعره و برخى از معتزله است . « 3 » 2 - در واقع و نزد خداوند - تبارك و تعالى - احكام ثابتى وجود دارد كه

--> ( 1 ) الرسائل ، ص 26 ؛ نهاية الافكار ، ج 4 ، ص 228 ؛ الرسائل الاربع ، الاجتهاد و التقليد ، ص 76 ؛ العدة ، ج 2 ، ص 723 ؛ اصطلاحات الاصول ، ص 98 ؛ الكفاية ، ج 2 ، ص 430 ؛ الذريعة ، ج 2 ، ص 792 ؛ تمهيد القواعد ، ص 321 ؛ الاصول العامة ، ص 617 ؛ درر الفوائد ، ص 697 ؛ اصول الفقه ، ج 2 ، ص 38 ؛ فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 253 ؛ مبادى الوصول ، ص 244 ؛ المستصفى ، ج 2 ، ص 207 ؛ ارشاد الفحول ، ص 259 ؛ الاحكام آمدى ، ج 2 ، ص 409 ؛ الاحكام ابن حزم ، ج 2 ، ص 631 ؛ المعتمد ، ج 2 ، ص 370 ؛ اصول الفقه خضرى ، ص 373 ؛ جمع الجوامع ، ج 2 ، ص 388 ؛ المحصول رازى ، ج 2 ، ص 500 . ( 2 ) مفردات راغب و لسان العرب ، ماده « خطأ » . ( 3 ) المحصول رازى ، ج 2 ، ص 503 .